غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۶۲۴

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

سرخوش از صحبت ارباب هوس می آید

شعله طور ز دلسوزی خس می آید

۲

ناکسی بین که سر از صحبت من می پیچد

سر زلفی که به دست همه کس می آید

۳

ای گل شوخ که در شیشه گلابت کردند

هیچ یادت ز اسیران قفس می آید؟

۴

روی گردان نشود صافدل از دشمن خویش

آخر آیینه به بالین نفس می آید

۵

صائب از گردش چرخ است فغان دل ما

می رود محمل و آواز جرس می آید

بازگشت به سروده‌های صائب