غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۶۱۱

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

تن حجاب سفر جان هوایی نشود

سیر شبنم گره از آبله پایی نشود

۲

عندلیبی که شکایت کند از دام و قفس

نیست ممکن که گرفتار رهایی نشود

۳

هردو عالم به نظر هیچ بود مستان را

طاعت اهل خرابات ریایی نشود

۴

برد آرام مرا چشم پریشان نظرش

هیچ کافر هدف تیر هوایی نشود!

۵

می کشد سلسله موج به دریا صائب

عشق مخلوق محال است خدایی نشود

بازگشت به سروده‌های صائب