غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۶۱۰

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

مانع گرمروان ساعت سنگین نشود

سیل از کوه گرانسنگ به تمکین نشود

۲

جنگ با گردش چرخ قدر انداز خطاست

سپر تیر قضا جبهه پرچین نشود

۳

از تماشای تو چون خلق نیارند ایمان؟

کافرست آن که ترا بیند و بی دین نشود

۴

نیست از چین جبین خیره نگاهان را باک

خار از چیدن گل مانع گلچین نشود

۵

هست بی صورت اگر مالک صد گنج بود

تا توانگر کسی از چهره زرین نشود

۶

چون گل از خنده رنگین نگشاید صائب

دل هرکس تهی از گریه خونین نشود

بازگشت به سروده‌های صائب