غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۶۰۹

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

به سخن دعوی بی اصل مبرهن نشود

حرف کج راست به زور رگ گردن نشود

۲

می توان دید ز صد پرده دل روشن را

این چراغی است که پوشیده به دامن نشود

۳

نشود رهزن روشن گهران نقش و نگار

آب را سیر چمن مانع رفتن نشود

۴

خصمیی نیست ضعیفان جهان را باهم

آتش سنگ خموش از نم آهن نشود

۵

از تن زارم اگر رشته سرانجام دهند

مانع روشنی دیده سوزان نشود

بازگشت به سروده‌های صائب