غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۵۹۷

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

باده کو تا به من آن تلخ زبان رام شود؟

تلخی می نمک تلخی بادام شود

۲

بوسه در ذائقه اش باده لب شیرین است

تلخکامی که بدآموز به دشنام شود

۳

رهنوردان ترا مرگ نگیرد دامن

بر شهید تو کفن جامه احرام شود

۴

لب جام از هوس بوسه دهن غنچه کند

چون ز می صفحه رخسار تو گلفام شود

۵

موج گرداب نیم، گردش پرگار نیم

تا به کی نقطه آغاز من انجام شود؟

۶

شوق دریاکش و در شیشه کم ظرف فلک

آنقدر خون جگر نیست که یک جام شود

۷

تا در آن زلف توان رفت سراسر صائب

دل رم کرده چه افتاده به من رام شود؟

بازگشت به سروده‌های صائب