باده کو تا به من آن تلخ زبان رام شود؟
تلخی می نمک تلخی بادام شود
این شعر به تبیین احساسات عاشقانه و تمایل به عشق و وصال میپردازد. شاعر از تلخی و دشواریهایی که در مسیر عشق وجود دارد، سخن میگوید و به زیباییهای لحظات دلانگیز بوسه و محبت اشاره میکند. او نیز به مرگ و از دست دادن محبوب اشاره کرده و آرزو دارد که عشق و شوق به زندگی پایدار بماند. در نهایت، شاعر با تصاویری از زیبایی و عشق، تلاش میکند تا دلش را به آرامش برساند و از تلخیها فاصله بگیرد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
باده کو تا به من آن تلخ زبان رام شود؟
تلخی می نمک تلخی بادام شود
بوسه در ذائقه اش باده لب شیرین است
تلخکامی که بدآموز به دشنام شود
رهنوردان ترا مرگ نگیرد دامن
بر شهید تو کفن جامه احرام شود
لب جام از هوس بوسه دهن غنچه کند
چون ز می صفحه رخسار تو گلفام شود
موج گرداب نیم، گردش پرگار نیم
تا به کی نقطه آغاز من انجام شود؟
شوق دریاکش و در شیشه کم ظرف فلک
آنقدر خون جگر نیست که یک جام شود
تا در آن زلف توان رفت سراسر صائب
دل رم کرده چه افتاده به من رام شود؟