از ریاضت دل اگر آینه پرداز شود
چون صدف مخزن چندین گهر راز شود
این شعر به بررسی موضوعاتی چون عشق، آزادی و خودآگاهی میپردازد. شاعر ابتدا به ریاضت دل اشاره میکند و آن را به آینهای که رازهای عمیق را نشان میدهد، تشبیه میکند. او همچنین به ناتوانی انسانها در بیان احساسات عمیق و واقعی خود اشاره میکند و میگوید که با وجود تلاش، برخی افراد نمیتوانند به درون خود پی ببرند. شاعر از امید و آرزو صحبت میکند و به ناکامیها در زندگی اشاره مینماید. او به جستجوی حقیقت و بازخوردهایی که از زندگی میگیرد، تأکید دارد. در انتها، به آزادی بیان و دلتنگیهای انسانی پرداخته و میگوید که دل انسان زودگیر و تنک ظرف است و در نهایت نیاز به فضای بیشتری برای باز شدن دارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
از ریاضت دل اگر آینه پرداز شود
چون صدف مخزن چندین گهر راز شود
طاقت حرف سبک نیست گرانقدران را
کاه، دیوار مرا شهپر پرواز شود
نبود سیرت شایسته خودآرایان را
که برون ساز محال است درون ساز شود
شده یک شهر به امید خرابی معمور
تا که را جلوه او خانه برانداز شود
نیست جز گوش گران، بار درین قافله ها
به چه امید جرس زمزمه پرداز شود؟
بر دل ساده من فکر علایق بارست
نقش بر بال و پرم چنگل شهباز شود
مغتنم دان دلت از عشق اگر گشت دونیم
کاین دری نیست به روی همه کس باز شود
نفس گرم من از بس جگرش سوخته است
کوه را ناله من سرمه آواز شود
شود از هستی خود در دو نفس پاک فروش
هرکه چون صبح به خورشید نظرباز شود
نیست در طالع شیرین سخنان آزادی
جای رحم است به طوطی که سخنساز شود
دل ما نیست تنک ظرف شکایت صائب
صبح محشر سر این شیشه مگر باز شود