غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۵۵۲

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

عشق لب تشنه بدمستی اظهار بود

گل این باغچه شیدایی دستار بود

۲

پاس دام و قفس خویش بدار ای صیاد

ناله سوختگان خونی منقار بود

۳

عزت غنچه این باغ به گلچین فرض است

که نظر کرده آن گوشه دستار بود

۴

دل غبار غم او را ز هوا می گیرد

آب آیینه ما تشنه زنگار بود

۵

جنس اگر یوسف مصری است، که ارزان گردد

ناز اگر از طرف میل خریدار بود

۶

صائب از لطف سخن گل به سر شهرت زد

مپسندید که در پیرهنش خار بود

بازگشت به سروده‌های صائب