خرمن صبر به این برق عنانان چه کند؟
سپر عقل به این سخت کمانان چه کند؟
این شعر به بیان احساسات عمیق و تمایلات انسانی میپردازد. شاعر با استفاده از تصاویر و تشبیهات مختلف، به مشکلات و چالشهای زندگی اشاره میکند. او به ناتوانی عقل در مقابله با سختیها و فشارهای زندگی اشاره میکند و از قدرت عشق و امید صحبت میکند. در ادامه، شاعر به تضادهای موجود در زندگی، از جمله ظواهر و واقعیات، پرداخته و به تأثیر عشق و زیبایی در مقابله با مشکلات میپردازد. در نهایت، او به آزادی انسان در برابر مرگ و تقدیر اشاره میکند و نشان میدهد که عشق و احساسات همچنان میتوانند به زندگی معنا ببخشند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
خرمن صبر به این برق عنانان چه کند؟
سپر عقل به این سخت کمانان چه کند؟
ریشه در بیضه فولاد دواند جوهر
دل چون موم به این مور میانان چه کند؟
وعده بوسه به دوران خط سبز دهند
دل بی صبر به این تنگ دهانان چه کند؟
سنگ را نرم کند ساقی شیرین گفتار
خشکی زهد به این چرب زبانان چه کند؟
آتش از خار و خس افروخته تر می گردد
طعن اغیار به ما سوخته جانان چه کند؟
پای خوابیده به فریاد نگردد بیدار
شورش صبح قیامت به گرانان چه کند؟
بیضه چرخ اگر بیضه فولاد شود
پیش بیتابی ما بال فشانان چه کند؟
پاکبازان تو از تیغ اجل آزادند
گزلک محو به بی نام و نشانان چه کند؟
سرو را فاخته از نشو و نما مانع نیست
فلک پیر به اقبال جوانان چه کند؟
بحر روشنگر آیینه سیلاب شود
می ناصاف به ما صاف روانان چه کند؟
دل بیدار بجان از سخن سرد رسید
شمع بی پرده به این دست فشانان چه کند؟
در گرفت از نفس گرم تو صائب دل سنگ
این شرر تا به دل سوخته جانان چه کند؟