دل نازک به زبان بازی مژگان چه کند؟
سپر آبله با خار مغیلان چه کند؟
این شعر بیانگر احساسات عمیق و اندوه شاعر است. او با استفاده از تصاویری همچون "دل نازک" و "شومی جغد"، به بیپناهی و بیکسی خود اشاره میکند. شاعر به وضعیتهای ناامیدکننده و دشواریهایی که در زندگیاش دارد، میپردازد و نشان میدهد که حتی در برابر زیباییها و لحظات شاد، دلی سودایی و غمزده دارد. به طور کلی، این شعر به تضاد میان شادی و اندوه، زیبایی و زشتی، و امید و ناامیدی میپردازد و نشان میدهد که چگونه این احساسات متضاد بر زندگی انسان تأثیر میگذارند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
دل نازک به زبان بازی مژگان چه کند؟
سپر آبله با خار مغیلان چه کند؟
بیش ازین با من سودازده دوران چه کند؟
شومی جغد به این خانه ویران چه کند؟
سبکی کشتی نوح است گرانباران را
کف دریا حذر از موجه طوفان چه کند؟
دیده شوخ درین باغ ز شبنم بیش است
در دل خود نخزد غنچه خندان چه کند؟
پنجه شوخی خورشید بلند افتاده است
نکند پاره گل صبح گریبان چه کند؟
دست پرورد بلا را ز بلا باکی نیست
رعشه بحر به سرپنجه مرجان چه کند؟
دل سودایی من نیست سزاوار وصال
دانه سوخته احسان بهاران چه کند؟
خاکساران ز حوادث خط پاکی دارند
شومی جغد به این خانه ویران چه کند؟
نتوان دید ز بیداد خجل دشمن را
ورنه سیلاب به ما خانه بدوشان چه کند؟
شبنم از دیدن گل سیر نشد با صد چشم
با گل روی تو یک دیده حیران چه کند؟
نکند خنده سوفار به پیکان تأثیر
با دل غمزده صائب لب خندان چه کند؟