غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۵۲۲

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

جرم یوسف به چه تقریب عزیزان بخشند؟

بیگناهی گنهی نیست که آسان بخشند

۲

نیست در طینت بیرحم تو چون بخشایش

کاش صبری به من بی سر و سامان بخشند

۳

مورم اما عوض گوشه بی توشه خویش

نپذیرم اگرم ملک سلیمان بخشند

۴

گل بی خار به خار سر دیوار رسد

چون زکات رخ او را به گلستان بخشند

۵

آبرویی که بود چهره یوسف صدفش

حیف باشد که به گوهرنشناسان بخشند

۶

نیست کار در و دیوار عنانداری سیل

کاش دیوانه ما را به بیابان بخشند

۷

چه بهشتی است اگر آینه رویان صائب

تاب نظاره به چشم من حیران بخشند

بازگشت به سروده‌های صائب