بال پرواز خود آن مردم غافل بستند
که به زنار علایق کمر دل بستند
این شعر به نقد انسانهایی میپردازد که به دلبستگیها و علایق دنیوی خود مشغولند و از حقیقت فاصله گرفتهاند. شاعر به این نکته اشاره میکند که افرادی که به باطل و ظواهر زندگی معتقدند، در حقیقت به خود آسیب میزنند و به نتایج ناخواستهای دچار میشوند. همچنین، او نشان میدهد که علاقهمندی به عشق واقعی و معنوی، معانی عمیقتری دارد و محیط یا عشق ظاهری نمیتواند جزئی از این حقیقت عمیق باشد. در نهایت، به نقد رفتار انسانها میپردازد که در پی دنیای فانی و مادی به سر میبرند و از حقیقت غافلند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
بال پرواز خود آن مردم غافل بستند
که به زنار علایق کمر دل بستند
جلوه موج سراب است جهان در نظرش
چشم حق بین کسی را که ز باطل بستند
در جنت نگشایند به رویش فردا
بر رخ هرکه درین نشأه در دل بستند
شکوه اهل دل از عشق ندارد انجام
چون ننالد جرسی را که به محمل بستند؟
نشود پنجه تدبیر عنانگیر قضا
خار و خس کی ره امواج به ساحل بستند؟
رو مگردان ز دم تیغ که بسمل شدگان
دام از دیده خود در ره قاتل بستند
زود باشد که گشایند دهن را به سؤال
صائب آنان که در فیض به سایل بستند