غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۴۹۳

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

بال پرواز خود آن مردم غافل بستند

که به زنار علایق کمر دل بستند

۲

جلوه موج سراب است جهان در نظرش

چشم حق بین کسی را که ز باطل بستند

۳

در جنت نگشایند به رویش فردا

بر رخ هرکه درین نشأه در دل بستند

۴

شکوه اهل دل از عشق ندارد انجام

چون ننالد جرسی را که به محمل بستند؟

۵

نشود پنجه تدبیر عنانگیر قضا

خار و خس کی ره امواج به ساحل بستند؟

۶

رو مگردان ز دم تیغ که بسمل شدگان

دام از دیده خود در ره قاتل بستند

۷

زود باشد که گشایند دهن را به سؤال

صائب آنان که در فیض به سایل بستند

بازگشت به سروده‌های صائب