غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۴۷۷

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

شوق من قاصد بیدرد کجا می داند؟

آنقدر شوق تو دارم که خدا می داند!

۲

تو همین سعی کن ای کاه سبکروح شوی

روش جاذبه را کاهربا می داند

۳

هرکه فرهاد صفت جوهر مردی دارد

تیشه را بر سر خود بال هما می داند

۴

بوته خاری اگر در کف صرصر بیند

دل سرگشته من راهنما می داند

۵

گاه در خواب و گهی مست و گهی مخمورست

چشم پرکار تو کی حال مرا می داند؟

۶

صائب از لاله عذاران چه توقع داری؟

گل ده روزه چه آیین وفا می داند؟

بازگشت به سروده‌های صائب