شکوه اهل دل از خلق نهان می باشد
این عقیقی است که در زیر زبان می باشد
این شعر به بیان احساسات عمیق و درونی اهل دل میپردازد که معمولاً از چشم دیگران پنهان است. شاعر اشاره میکند که برخی حقیقتها و زیباییها در درون انسانها نهفتهاند و در ظاهر قابل رؤیت نیستند. صحبتهای صادقانه و راستین در این دنیا با چرخ روزگار سازگار نیست و چالشهای زندگی گاهی روح را آزرده میکنند. عشق و زیبایی، علیرغم شکوه و جذابیتشان، ممکن است در عمق وجودشان ناشناخته باقی بمانند. در نهایت، شاعر به این نکته میرسد که گنجهای معنوی و احساسی در سادگی و خموشی نهفتهاند و باید درونیات را دریافت و درک کرد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
شکوه اهل دل از خلق نهان می باشد
این عقیقی است که در زیر زبان می باشد
صحبت راست روان راست نیاید با چرخ
تیر یک لحظه در آغوش کمان می باشد
بی ندامت نبود صحبت بی حاصل خلق
شمع در انجمن انگشت گزان می باشد
جگر غنچه ز همصبحتی خار گداخت
غم به دلهای سبکروح گران می باشد
عشق هرچند که در نام و نشان ممتازست
طالب مردم بی نام و نشان می باشد
حسن را در دم خط ناز و غرور دگرست
خواب در وقت سحرگاه گران می باشد
خط برآورد و همان چهره او ساده نماست
در صفا جوهر آیینه نهان می باشد
در خموشی نشود جوهر مردم ظاهر
صائب این گنج نهان زیر زبان می باشد