بیخودی بال و پر روح گشودن باشد
کم زنی مرتبه خویش فزودن باشد
این شعر به تأمل در حقیقتهای زندگی و نادرستیهای آن میپردازد. شاعر بیان میکند که باز کردن بال و پر روح بدون هدف و بیهوده است، و انسان عاقل باید دخل و خرج خود را کنترل کند تا دچار خرجهای بیجهت نشود. همچنین، خواب و آرامش در زندگی از بیداری و زهد خالی بهتر است و همکاری با ظالمان، بیفایده است. هر گروهی شکر خاص خود را دارد، و در نهایت، کسی که زبانش برنده نیست، بهتر است خاموش بماند تا به مشکلات بیشتری دچار نشود.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
بیخودی بال و پر روح گشودن باشد
کم زنی مرتبه خویش فزودن باشد
عاقل آن است که دخلش بود از خرج زیاد
به که گفتار تو کمتر ز شنودن باشد
خواب چشم تو ز بیداری زهاد به است
طاعت ظالم خونخوار غنودن باشد
شکر خاصی است در این دایره هر طایفه را
شکر منعم دهن کیسه گشودن باشد
هرکه را تیغ زبان نیست به فرمان صائب
به که چون خوشه مهیای درودن باشد