غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۴۵۱

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

بیخودی بال و پر روح گشودن باشد

کم زنی مرتبه خویش فزودن باشد

۲

عاقل آن است که دخلش بود از خرج زیاد

به که گفتار تو کمتر ز شنودن باشد

۳

خواب چشم تو ز بیداری زهاد به است

طاعت ظالم خونخوار غنودن باشد

۴

شکر خاصی است در این دایره هر طایفه را

شکر منعم دهن کیسه گشودن باشد

۵

هرکه را تیغ زبان نیست به فرمان صائب

به که چون خوشه مهیای درودن باشد

بازگشت به سروده‌های صائب