غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۴۴۵

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

نقد روشن‌گُهران در گرهِ غم باشد

سور این طایفه در حلقهٔ ماتم باشد

۲

تلخی عیش بود لازم ارباب صفا

کعبه را آب ز شورابهٔ زمزم باشد

۳

کی به فردوس دهد چهرهٔ گندم‌گون را؟

هرکه در سلسلهٔ نسبت آدم باشد

۴

نیستند اهل تجرد پسر مادر خویش

عیسی آن نیست که دلبستهٔ مریم باشد

۵

خون ما چیست که عشق تو بود تشنهٔ او؟

چشم خورشید چرا در پی شبنم باشد؟

۶

خواب آن چشم رباینده‌تر از بیداری است

پشت شمشیرِ بتان تیزتر از دم باشد

۷

هرکه را می‌نگری مرکز پرگار غم است

کیست در دایرهٔ چرخ مسلّم باشد؟

۸

هنرش جوهر شمشیر زبان‌ها گردد

هرکه چون تیغ درین معرکه اَبکَم باشد

۹

وعدهٔ غنچه‌دهانان گرهی بر بادست

گرهی نیست درین رشته که محکم باشد

۱۰

صائب آنان که ز انصاف مؤدب شده‌اند

خصم خود را نپسندند که ملزم باشد

بازگشت به سروده‌های صائب