خارج از پرده آهنگ نمی باید شد
تا توان شیشه شدن، سنگ نمی باید شد
این شعر به بیان چندین نکته فلسفی و اجتماعی میپردازد. شاعر تأکید میکند که برای تبدیل شدن به چیزهای ارزشمند یا زیبایی باید از خود را کنار بگذاریم و به تلاش بپردازیم. بر نقش تقدیر و کامیابی در زندگی اشاره میکند و میگوید که برای رسیدن به موفقیت، باید از سختیها عبور کرد. همچنین به رنگ و تزئینات ظاهری اشاره کرده و بیان میکند که زیبایی واقعی در درون است و نباید در دام فریب و نیرنگ افتاد. شاعر به اهمیت نگریستن به مسائل با یک چشم بیطرف اشاره کرده و در نهایت به ننگ و رسوایی عشق در موقعیتهای خاص نیز انتقاد میکند. به طور کلی، شعر بر ضرورت صداقت، تلاش و دوری از فریبکاری تأکید دارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
خارج از پرده آهنگ نمی باید شد
تا توان شیشه شدن، سنگ نمی باید شد
نقش اقبال و ظفر در سپر انداختن است
تا توان موم شدن سنگ نمی باید شد
جامه بوقلمونی غم الوان دارد
همچو طاوس به صد رنگ نمی باید شد
زردرویی گل روی سبد تزویرست
در پی حیله و نیرنگ نمی باید شد
چرب نرمی چه اثرهای نمایان دارد
تیغ در معرکه جنگ نمی باید شد
به بد و نیک به یک چشم نظر باید کرد
ورنه آیینه بی زنگ نمی باید شد
بوی خون از نگه حسن ازل می آید
محو هر چهره گلرنگ نمی باید شد
ننگ عشاق بود بر سر بستر مردن
صائب آلوده این ننگ نمی باید شد