غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۴۲۵

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

خارج از پرده آهنگ نمی باید شد

تا توان شیشه شدن، سنگ نمی باید شد

۲

نقش اقبال و ظفر در سپر انداختن است

تا توان موم شدن سنگ نمی باید شد

۳

جامه بوقلمونی غم الوان دارد

همچو طاوس به صد رنگ نمی باید شد

۴

زردرویی گل روی سبد تزویرست

در پی حیله و نیرنگ نمی باید شد

۵

چرب نرمی چه اثرهای نمایان دارد

تیغ در معرکه جنگ نمی باید شد

۶

به بد و نیک به یک چشم نظر باید کرد

ورنه آیینه بی زنگ نمی باید شد

۷

بوی خون از نگه حسن ازل می آید

محو هر چهره گلرنگ نمی باید شد

۸

ننگ عشاق بود بر سر بستر مردن

صائب آلوده این ننگ نمی باید شد

بازگشت به سروده‌های صائب