غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۴۱۰

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

من که دارم که گلم بر سر بالین ریزد؟

قطره ای چند مگر دیده خونین ریزد

۲

بهله هر گاه کند بر کمرش دست انداز

رشک در سینه من ناخن شاهین ریزد

۳

به امیدی که به آن گوشه دستار رسد

گل زر خود همه در دامن گلچین ریزد

۴

بوی پیراهن یوسف به عبیری نخرد

هر غباری که ازان طره مشکین ریزد

۵

نارسا نیست سر زلف تو در گیرایی

از کمند تو محال است یک چین ریزد

۶

کیست بر صفحه ایام بغیر از صائب؟

کز زبان قلمش معنی رنگین ریزد

بازگشت به سروده‌های صائب