من که دارم که گلم بر سر بالین ریزد؟
قطره ای چند مگر دیده خونین ریزد
در این شعر، شاعر با ناز و زیبایی معشوق خود بازی میکند و احساسات عمیقش را نسبت به او بیان میکند. او از دوری و دلتنگی رنج میبرد و به زیبایی معشوقش اشاره میکند که چطور دلش به رنج میافتد و حس رقابت و عشق را در سینهاش زنده میکند. شاعر به امید وصال و رسیدن به معشوقش، تمام زیباییها و خاطرات شیرین را به یاد میآورد و در نهایت اشاره میکند که کلام او همواره رنگین و پرمعناست و بر دلها اثر میگذارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
من که دارم که گلم بر سر بالین ریزد؟
قطره ای چند مگر دیده خونین ریزد
بهله هر گاه کند بر کمرش دست انداز
رشک در سینه من ناخن شاهین ریزد
به امیدی که به آن گوشه دستار رسد
گل زر خود همه در دامن گلچین ریزد
بوی پیراهن یوسف به عبیری نخرد
هر غباری که ازان طره مشکین ریزد
نارسا نیست سر زلف تو در گیرایی
از کمند تو محال است یک چین ریزد
کیست بر صفحه ایام بغیر از صائب؟
کز زبان قلمش معنی رنگین ریزد