می توان گرد خط از آینه حسن زدود
از گهر گرد یتیمی اگر آسان خیزد
این شعر درباره زیبایی و افسوس از فقدان است. شاعر به قدرت و زیبایی عشق اشاره میکند و میگوید که میتوان از آینههای محبت و زیبایی استفاده کرد، اما یتیمی و درد جدایی نیز وجود دارد. او به زبان کنایه بیان میکند که تسلیم شدن در برابر عشق بهتر از حیرت و سردرگمی است. شاعر از بیرحمی دنیا و مشکلات زندگی سخن میگوید و تأکید میکند که گاهی مرگ به زندگی در تنگدستی شباهت دارد. در نهایت، او به امید و زیباییهای عشق اشاره میکند که از دل و جان برمیخیزد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
می توان گرد خط از آینه حسن زدود
از گهر گرد یتیمی اگر آسان خیزد
لعل چون لاله به دور لب رنگین سخنت
داغدار از جگر کان بدخشان خیزد
روی بر تافتن از ما ز مروت دورست
غیر تسلیم چه از دیده حیران خیزد؟
گرد پاپوش به ویرانه ما افشاند
هر کجا سیلی ازین کوه و بیابان خیزد
مرگ عیدست ز افلاس به تنگ آمده را
همچو آن خفته که از خواب پریشان خیزد
پای در دامن تسلیم و رضاکش صائب
تا ترا نکهت یوسف ز گریبان خیزد
خط سبزی که ز پشت لب جانان خیزد
رگ ابری است که از چشمه حیوان خیزد