در حریمی که گل روی ایاغ افروزد
خار در دیده آن کس که چراغ افروزد
این شعر به عواطف و احساسات عاشقانه و درونی شاعر اشاره دارد. شاعر در وصف عشق و زیبایی، به تصاویری از گلها و چراغها میپردازد و بیان میکند که عشق و شوق میتواند آتش به دلها بزند. او همچنین از کمرنگی یا کمبود شادی و نشاط در زندگی سخن میگوید و به نالهها و دلتنگیهایش اشاره دارد. در نهایت، شاعر به این نکته اشاره میکند که هر کس در مسیر عشق و دیانت خود غیرت دارد، باید نور و روشنی را در زندگی خود جستجو کند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
در حریمی که گل روی ایاغ افروزد
خار در دیده آن کس که چراغ افروزد
لاله تربتش آتش به ته پا دارد
در دل هر که طلب شمع سراغ افروزد
می شود فاخته ای جامه مینایی سرو
گر چنین ناله گرمم رخ باغ افروزد
روزگاری است که در ساغر خورشید، شراب
آنقدر نیست که یک ذره دماغ افروزد
آن که ترساندم از داغ، به آن می ماند
که کسی کوری پروانه چراغ افروزد
هر که در مذهب ما غیرت مشرب دارد
شب آدینه به میخانه چراغ افروزد
انفعالی که ز داغ دل من لاله کشید
شرم بادش که دگر چهره باغ افروزد