غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۳۹۱

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

اشک را دیده من گوهر غلطان سازد

آه را سینه من سنبل و ریحان سازد

۲

هست چون تیغ دودم در نظر غیرت من

حسن را آینه هر چند دو چندان سازد

۳

گریه از جا نبرد حسن گران تمکین را

سرو را آب محال است خرامان سازد

۴

پرده پوشی طمع از پرده دران نتوان داشت

چون کسی عیب خود از آینه پنهان سازد؟

۵

شور محشر که کند زیر و زبر عالم را

وقت ما را نتوانست پریشان سازد

۶

عیب خود صاف ضمیران نتوانند نهفت

مرده را آب محال است که پنهان سازد

۷

زرد رویی نکشد روز قیامت صائب

هر که با خون دل از نعمت الوان سازد

بازگشت به سروده‌های صائب