غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۳۷۸

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

کیست دست من آزاده ز یاران گیرد؟

سرو را دست مگر ابر بهاران گیرد

۲

نقس سوخته اش نقطه حیرت گردد

نی سواری که پی برق سواران گیرد

۳

دانه سوخته را گریه ما سبز کند

زاغ در گلشن ما رنگ هزاران گیرد

۴

نشود زخم زبان مانع طغیان جنون

خار چون دامن سیلاب بهاران گیرد؟

۵

بگذر از مردم خودبین که کند خود را گم

هر که آیینه ازین آینه داران گیرد

۶

خرده بینان فلک، خانه شماری چندند

چه کسی یاد ازین خانه شماران گیرد؟

۷

هست امید که نومید نگردد صائب

دل اگر سایه سیمرغ شکاران گیرد

بازگشت به سروده‌های صائب