چه تمتع ز لبش دیده حیران گیرد؟
از نمکزار چه مقدار نمکدان گیرد؟
این اشعار به زیبایی و جذابیت عشق و زیبایی معشوقه اشاره دارند. شاعر از لذتهایی که از لبهای معشوق میبرد، شگفتزده است و به قدرت واقعی آن که توانایی تسکین دلها را ندارد، مینگرد. همچنین به تصویر و جذبهای اشاره میکند که واقعا همه چیز را تحت تأثیر قرار میدهد، از جمله زیبایی طبیعت و آثار آن. شاعر با بهرهگیری از نمادها و تشبیهات مختلف، عواطف عمیق و احساسات عاشقانهاش را بیان میکند و به زیبایی کلمات و تصاویر تکیه میکند تا عمق عشق و اشتیاقش را به تصویر بکشد. به طور کلی، این اشعار نمونهای از احساسات عاشقانه و قدرت زیبایی است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
چه تمتع ز لبش دیده حیران گیرد؟
از نمکزار چه مقدار نمکدان گیرد؟
ندهد دست نوازش دل ما را تسکین
دامن بحر کجا پنجه مرجان گیرد؟
سنگ را سرمه کند گرمی نقش قدمش
جذبه شوق تو آن را که گریبان گیرد
خضر چون آب ز عمر ابدی می گذرد
تاز شمشیر تو یک زخم نمایان گیرد
اگر از جلوه کند زیر و زبر عالم را
کیست تا دامن آن سرو خرامان گیرد؟
چون شود نکهت گل را چمن آرا مانع؟
گر به گل رخنه دیوار گلستان گیرد
باده در مردم بی مغز اثر بیش کند
طرفه شوری است چو آتش به نیستان گیرد
خرده بینان نگذارند به حرفش انگشت
مور را گر به کف دست سلیمان گیرد
کار خس نیست عنانداری آتش صائب
زهره کیست سر راه به جانان گیرد؟