غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۳۶۵

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

بی‌تو گر شاخ گلی دیده تماشا می‌کرد

مشق نظاره آن قامت رعنا می‌کرد

۲

دل صد پاره ما دفتر اگر وا می‌کرد

آتش لاله چه با دامن صحرا می‌کرد

۳

وصل جاوید حجاب نظر آگاهی است

قطره ما سفری کاش ز دریا می‌کرد

۴

ماه رخسار تو انگشت‌نما بود آن روز

که فلک هاله آغوش مهیا می‌کرد

۵

تیغ ناز تو اگر آب مروت می‌داشت

گریه بر زندگی خضر و مسیحا می‌کرد

۶

گرچه دل روز خوش از گلخن افلاک ندید

اینقدر بود که آیینه مصفا می‌کرد

۷

حسن خود را اگر از چشم تر ما می‌دید

آن ستمکاره بی‌باک چه با ما می‌کرد

۸

اگر از چشم بد خلق نمی‌اندیشید

صائب از لطف سخن کار مسیحا می‌کرد

بازگشت به سروده‌های صائب