غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۳۵۴

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

حسن روزی که صف آرایی آن مژگان کرد

صف محشر علم شهرت خود پنهان کرد

۲

پیش ازین گر به شکر پسته نهان می کردند

لب نو خط تو در پسته شکر پنهان کرد

۳

نیست ممکن که دگر قامت خود راست کند

هر که را جلوه مستانه او ویران کرد

۴

داد بر باد سر سبز خود از بی مغزی

هر که چون پسته درین بزم لبی خندان کرد

۵

چه ضرورست به تدبیر کنی مشکلتر؟

مشکلی را که به تسلیم توان آسان کرد

۶

بیقراری نتوان برد به دریا از موج

به دوا درد طلب را نتوان درمان کرد

۷

هر که با ابر کرم کرد چو دریا صائب

در حقیقت به همه روی زمین احسان کرد

بازگشت به سروده‌های صائب