حسن روزی که صف آرایی آن مژگان کرد
صف محشر علم شهرت خود پنهان کرد
این شعر درباره زیبایی و جذابیت مژگان و تاثیرات آن بر دیگران صحبت میکند. شاعر به قدرت جلوهگری و شیرینی لبهای معشوق اشاره میکند و میگوید که هر کس نتواند در برابر این زیبایی مقاومت کند، و به راحتی تحت تأثیر قرار میگیرد. او همچنین به این نکته میپردازد که بعضی مشکلات را میتوان با پذیرش و تسلیم آسانتر حل کرد و بیقراری و دردها را نمیتوان به سادگی درمان کرد. در پایان، شاعر اشاره میکند که هر کس با دست کرم و بخشش عمل کند، در واقع به همه انسانها نیکی میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
حسن روزی که صف آرایی آن مژگان کرد
صف محشر علم شهرت خود پنهان کرد
پیش ازین گر به شکر پسته نهان می کردند
لب نو خط تو در پسته شکر پنهان کرد
نیست ممکن که دگر قامت خود راست کند
هر که را جلوه مستانه او ویران کرد
داد بر باد سر سبز خود از بی مغزی
هر که چون پسته درین بزم لبی خندان کرد
چه ضرورست به تدبیر کنی مشکلتر؟
مشکلی را که به تسلیم توان آسان کرد
بیقراری نتوان برد به دریا از موج
به دوا درد طلب را نتوان درمان کرد
هر که با ابر کرم کرد چو دریا صائب
در حقیقت به همه روی زمین احسان کرد