کعبه از کوی تو لبیکزنان میگذرد
زمزم از خاک درت اشکفشان میگذرد
در این اشعار، شاعر به زیبایی و اهمیت کعبه و چشمه زمزم اشاره میکند که به سوی معشوق در حرکتاند. گرچه زندگی پر از تعلقات است، اما لحظات ارزشمندی نیز وجود دارد که از جان میگذرد. شاعر نشان میدهد که روزها و شبها در ماه رمضان و جمعه معنا پیدا میکنند و از قصههای پر درد و خنجرهای تند در دل تحمل میکند. او همچنین بیان میکند که غیرت و احساسات عمیق در دل مدعیان وجود دارد و باغبان از جنبههای تلخ زندگی نمیگذرد. در کل، شعر به مضامین عشق، تعلق، و دردهای انسانی میپردازد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
کعبه از کوی تو لبیکزنان میگذرد
زمزم از خاک درت اشکفشان میگذرد
با همه تار تعلق که در او پیچیده است
شمع در نیمنفس از سر جان میگذرد
اگر این است فلک، روز و شب عشرت ما
در شب جمعه و روز رمضان میگذرد
قصه خنجر الماس مگویید به ما
که در اینجا سخن از تیغ زبان میگذرد
غیرت از مدعیان خون مرا خواهد خواست
باغبان کی ز سر جرم خزان میگذرد؟