زخم عشاق محال است ز خنجر گذرد
چه خیال است که مخمور ز ساغر گذرد؟
این شعر به موضوعات عشق، مستی و دلبستگی میپردازد. شاعر به این نکته اشاره میکند که زخم عشق عمیق و نشانهدار است و نمیتوان به سادگی از آن گذشت. او همچنین به مقایسه زاهد خشک و مست میپردازد و نشان میدهد که عشق و احساسات قوی فراتر از ظواهر مادی هستند. عشق و جذابیتهای آن مانند سلاحی قوی است که فراتر از هر مانع و سختی میگذرد. در نهایت، شاعر به زیبایی و تاثیرگذاری معشوق اشاره میکند و نشان میدهد که عشق و هوس همیشه در جستجوی مستی و سرخوشی هستند که به سادگی به دست نمیآید.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
زخم عشاق محال است ز خنجر گذرد
چه خیال است که مخمور ز ساغر گذرد؟
زاهد خشک ز سرچشمه زمزم نگذشت
مست چون از می چون خون کبوتر گذرد؟
چرخ پر کوکبه سد ره عاشق نشود
این سپندی است که چون برق ز مجمر گذرد
عبث آیینه زره پوش ز جوهر شده است
تیر مژگان تو از سد سکندر گذرد
نافه را کاکل مشکین تو در هم پیچید
تا چه از نکهت زلف تو به عنبر گذرد
خضر دست هوسی می کند از دور بلند
صائب آن نیست ز سرچشمه ساغر گذرد