از بتان شسته عذاری که حجابی دارد
چشم بد دور که خوش عالم آبی دارد
این شعر به زیبایی و ژرفای عشق و حجاب اشاره دارد. شاعر از زیباییهایی سخن میگوید که خود را در پشت حجاب میپوشانند و به عواطف و حیا اشاره میکند. همچنین بیان میکند که عشق و وفا در زندگی دائم در حال آزمایش است و آیندهاش نامعلوم است. نکتهای که مطرح میشود این است که هر کسی که به دنبال حقیقت و زیبایی است، باید زیر سختیها و چالشها عبور کند. مفهوم آب و سراب نیز به جستجوی عشق و حقیقت در زندگی اشاره دارد. شاعر در نهایت به اهمیت لحظات صبح و آغاز روز اشاره میکند و به قدرت احساسات در زندگی میپردازد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
از بتان شسته عذاری که حجابی دارد
چشم بد دور که خوش عالم آبی دارد
خار در دیده بی پرده شبنم شکند
از حیا چهره هر گل که نقابی دارد
به دل روشن اگر یار نمی پردازد
حسن مستور ز آیینه حجابی دارد
نتوان دید در آن روی عرقناک دلیر
گل این باغ عجب تلخ گلابی دارد
شب اندوه وفادار ندارد پایان
صبح عشرت نفس پا به رکابی دارد
نیست ممکن که به خورشید درخشان نرسد
هر که چون شبنم گل چشم پرآبی دارد
دم نشمرده محال است برآرد چون صبح
هر که در مد نظر روز حسابی دارد
چون نفس راست کنم من، که به صحرای طلب
گر همه سنگ نشان است شتابی دارد
خضر را تشنه ز سرچشمه حیوان آورد
وادی عشق فریبنده سرابی دارد
تا به خاری نرساند ننشیند از پا
در جگر آبله تا قطره آبی دارد
شب تارش به دو خورشید بود آبستن
هر که در وقت سحر جام شرابی دارد
مزرع ماست که آبش بود از دیده خویش
ور نه هر کشت که دیدیم سحابی دارد