می کجا مهر حجاب از لب ما بردارد؟
نه حباب است که هر موج ز جا بردارد
این شعر به احساس عمیق نویسنده در مورد عشق و خواستهها اشاره دارد. شاعر از کسی میخواهد که آثار حجاب و مانع را از بین ببرد و به او نزدیکتر شود. او همچنین از درد و رنج ناشی از جدایی سخن میگوید و بیان میکند که چگونه دلش پر از خواستهها و آرزوهای غیر قابل دستیابی است. در این میان، مضمون تشنگی و بیصبر بودن برای رسیدن به معشوق نیز به وضوح دیده میشود. به طور کلی، شعر نمایانگر وفاداری، حسرت و امید در دل عاشق است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
می کجا مهر حجاب از لب ما بردارد؟
نه حباب است که هر موج ز جا بردارد
رشته گوهر سیراب شود مژگانش
هرکه خار از ره این آبله پا بردارد
دل صد پاره اگر همرهی ما نکند
کیست در راه طلب توشه ما بردارد؟
در بیابان طلب تشنه جگر بسیارست
به که هر آبله ای آب جدا بردارد
از مه عید جوانی دل ما صاف نشد
مگر این زنگ ز دل قد دوتا بردارد
آنقدر دور مشو از نظر ای صبح امید
که دل خونشده دستی به دعا بردارد
منفعل رفت ازین غمکده سیلاب برون
کیست این گرد ملال از دل ما بردارد؟
می کند ساده زمین را ز عمارت صائب
ابر اگر آب ز چشم تر ما بردارد