صبر در عشق ز دلها سفری می گردد
کوه در راه طلب کبک دری می گردد
این شعر به موضوعات عشق، امید و ناامیدی پرداخته و احساسات انسانی را در قالب تصویرهای زیبا و عمیق توصیف میکند. شاعر بیان میکند که صبر در عشق میتواند به سفری در دلها تبدیل شود و تلاش در کسب عشق، گرچه دشوار است، شبیه به کوه نوردی است. عشق و زیبایی همواره در مسیر زندگی با چالشهایی مواجه هستند و انسانها برای رسیدن به این زیباییها باید به سختیها و ناامیدیها غلبه کنند. همچنین، شاعر به تأثیرات منفی و محدودکننده دیدگاهها و رفتارهای منفی بر زندگی اشاره کرده و تأکید میکند که عشق واقعی نیازمند بصیرت و آگاهی است. به طور کلی، این شعر نمایانگر سفر پیچیدهای است که انسان در جستجوی عشق و زیبایی متحمل میشود.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
صبر در عشق ز دلها سفری می گردد
کوه در راه طلب کبک دری می گردد
پرتو عاریتی نعل در آتش دارد
دولت ماه به یک شب سپری می گردد
می و مطرب نبود زنده دلان را در کار
خنده بر غنچه نسیم سحری می گردد
از نظرها ز خط سبز شود پنهان حسن
آدمیزاد درین شیشه پری می گردد
غوطه در خون زند آن کس که کند غمازی
صبح خونین جگر از پرده دری می گردد
همچو آیینه که در شارع عام آویزند
عمر من صرف پریشان نظری می گردد
سیل را پل نتواند ز سفر مانع شد
قامت هر که شود خم، سپری می گردد
شد ز بی حاصلیم قامت چون تیر، کمان
شاخ هر چند خم از پر ثمری می گردد
عشق گردید هوس در دل سودا زده ام
دیو در شیشه عشاق پری می گردد
هر کجا کار به افتادگی از پیش رود
بال و پر باعث بی بال و پری می گردد
می شود نقص بصیرت سبب وسعت رزق
تنگ این دایره از دیده وری می گردد
صائب آرام دل من به جناح سفرست
تا که دیگر ز عزیزان سفری می گردد؟