گر چنین خون دل ازان طره مشکین گردد
شانه را دست در آن زلف نگارین گردد
این شعر درباره تأثیرات عشق و زیبایی بر روح و روان انسانها صحبت میکند. شاعر میگوید که اگر عشق و زیبایی دل را آزرده کند، تعارضی در آن پدیدار میشود. عشق میتواند باعث شجاعت، اثربخشی و حتی تغییر بزرگی در زندگی افرادی شود که تحت تأثیر آن قرار گرفتهاند. زیبایی میتواند افراد را به طمع و حرص دنیوی بیندازد و غفلت به پایان عمر نزدیک کند. همچنین، شاعر اشاره میکند که در روابط انسانی و در جستجوی حقیقت، باید خود را از خودبینی آزاد کنیم و به خدا نزدیک شویم. در نهایت، این شعر به تأکید بر اهمیت عشق، زیبایی و شناخت خود در زندگی اشاره دارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
گر چنین خون دل ازان طره مشکین گردد
شانه را دست در آن زلف نگارین گردد
کار عشاق کند صورتی آخر پیدا
تیشه کوهکن آیینه شیرین گردد
حسن بی شرم کند اهل هوس را گستاخ
خنده گل سبب جرأت گلچین گردد
سخن عشق کند در دل افسرده اثر
مرده در گور اگر زنده به تلقین گردد
حرص دنیا شود افزون ز کهنسالیها
خار هر چند شود خشک شلایین گردد
عمر غفلت زدگان زود به انجام رسد
که سبکسیر شود سیل چو سنگین گردد
رنگی از گلشن در بسته ندارد گلچین
هر که خاموش شد ایمن ز سخن چین گردد
نه چنان کشتی بیتابی من دریایی است
که وصال تو مرا لنگر تسکین گردد
صلح با ذره ز خورشید جهانتاب کند
هرکه قانع به زر از چهره زرین گردد
طایری را که ز دام تو رهایی جوید
نقش بر بال و پرش چنگل شاهین گردد
با خودی ره نتوان برد به یزدان صائب
هر که پوشد نظر از خویش خدابین گردد