خواب هرکس ز خیال تو پریشان گردد
زلف شب در نظرش سنبل و ریحان گردد
این شعر به توصیف حالات و احساسات عاشقانه پرداخته و نمادهایی از زیبایی و شگفتی عشق را به تصویر میکشد. شاعر از پریشانی خواب و خیال ناشی از یاد محبوب سخن میگوید و زلف محبوب را به ریحان و گل سنبل تشبیه میکند. او به آشفتهگی دل خود در جمع دوستان اشاره کرده و آن را به سی پارهای تشبیه میکند که در هر کدام به نوعی پریشانی وجود دارد. به بیان کیفیتهای عشق و تاثیراتش بر دل و جان انسانها میپردازد و نشان میدهد که حتی یک بوسه میتواند تاثیر عمیق و خوشایندی داشته باشد. در نهایت، از زیباییهای دیدن جمال محبوب سخن میگوید و تأثیر آن بر روح و جان عاشق را تبیین میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
خواب هرکس ز خیال تو پریشان گردد
زلف شب در نظرش سنبل و ریحان گردد
دلم آشفته ز جمعیت یاران گردد
همچو سی پاره که در جمع پریشان گردد
می شود فاختگان را خط آزادی سرو
در ریاضی که نهال تو خرامان گردد
هرکه چون شانه کند دست درازی با زلف
تخته مشق دو صد زخم نمایان گردد
می دهد دست نوازش دل ما را تسکین
بحر ساکن اگر از پنجه مرجان گردد
می دهد رخنه لب زود سر سبز به باد
جای رحم است بر آن پسته که خندان گردد
دزدی بوسه عجب دزدی خوش عاقبتی است
که اگر باز ستانند دو چندان گردد!
از تماشای رخت حیرت صائب افزود
طوطی از آینه هر چند زبان دان گردد