زهر، تریاق به اکسیر مدارا گردد
خشم را هر که فرو خورد توانا گردد
در این شعر، شاعر به مضامین مختلفی اشاره میکند. او با استفاده از تصویرهای زیبا و فلسفی، به اهمیت مدارا و تحمل در برابر خشم میپردازد و میگوید کسی که بر خشم خود غلبه کند، به توانایی و قدرت خواهد رسید. همچنین اشاره به این دارد که اگر کسی به مقصدش نرسد، امیدی به سفر کردن نخواهد داشت. شاعر با کنایه به تلخی زندگی، میگوید که اگر کسی قانع باشد، از این تلخیها در امان خواهد بود و آسوده خواهد زیست. او همچنین به رازهای پنهان عالم و مسائل انسانی اشاره میکند و وضعیت کنونی دنیا را تأسفبار توصیف میکند. شعر به بیماری و تجربه انسانی نیز اشاره میکند و میگوید که هر درد و رنجی، درس و تجربهای برای انسان به همراه دارد. در نهایت، بر مفاهیم عشق و رابطههای عاشقانه نیز تأکید میشود و شاعر تصریح میکند که عشق واقعی باید خالص و بدون انتظار باشد و تنها به رفتارهای معشوق وابسته نیست.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
زهر، تریاق به اکسیر مدارا گردد
خشم را هر که فرو خورد توانا گردد
چون به یک جا نکند منزل مقصود مقام
به چه امید کسی بادیه پیما گردد؟
آب گوهر چه غم از تلخی دریا دارد؟
هر که قانع شود آسوده ز دنیا گردد
اگر از سینه من آینه ای راست کنند
راز پوشیده عالم همه پیدا گردد
وضع عالم اگر این است که من می بینم
جای رحم است بر آن چشم که بینا گردد
هر نفس دردی و هر چشم زدن تجربه ای است
هر که بیمار تو گردید مسیحا گردد
مشرق معنی نازک جگر سوخته است
این هلالی است کز این گرد هویدا گردد
بی نیازست ز اقبال هواداران عشق
از نسیم آتش خورشید چه رعنا گردد؟
ناز لیلی نکند چشم به هر سرمه سیاه
گرد مجنون مگر از بادیه پیدا گردد
بر نگرداند اگر عشق ورق را صائب
یوسف آن نیست که معشوق زلیخا گردد