قطره بیجگری کز نظر ما افتد
شور حشری شود و در دل دریا افتد
این شعر به موضوعاتی چون عشق، درد و آرزو پرداخته است. هر بیت به نوعی به وضعیتهای احساسی و روحی اشاره دارد. قطرهای که در دریا گم میشود، نشان از ناچیزی و فقدان دارد. به خواب رفتن فرهاد و آتش لاله، نمادی از عشق و شور و حرارت در دلهاست. در ادامه، اشاره به یعقوب و زلیخا وجود دارد که خود نماد دلتنگی و عشق ناتمام است. در پایان، شاعر به آرزوی خود اشاره میکند که خواهان رسیدن به مقصدی (نجف) است. در کل، شعر توصیفگر احساسات عمیق انسانها در مواجهه با عشق و زندگی است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
قطره بیجگری کز نظر ما افتد
شور حشری شود و در دل دریا افتد
خون فرهاد سر از خواب عدم بردارد
آتش لاله چو در دامن صحرا افتد
عذر زندانی بی جرم چه خواهد گفتن؟
چشم یعقوب چو بر چشم زلیخا افتد
صائب از عمر همین کام تمنا دارد
که ز هند آید و در خاک نجف وا افتد