مقام بوسه لب زان عارض سیراب می جوید
فغان کاین بی بصیرت در حرم محراب می جوید
این شعر به بیان حال و فضای درونی انسانها میپردازد و به بررسی تمایل شدید آنها به دستیابی به عشق و وصال میپردازد. شاعر به زیبایی استفاده از تصویرسازیهای مختلف، نظیر بوسه، محراب، و دریا، احساسات عمیق و گوناگون را توصیف میکند. او همچنین بر اهمیت قناعت و صبر تأکید میکند و میگوید که هر کس که از عشق و وصال طمع دارد، باید تاب و شکیبایی هم داشته باشد. در کل، این شعر تلاش دارد تا نشان دهد که عشق و جستجو برای آن، همواره با درد و بیقرار بودن همراه است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
مقام بوسه لب زان عارض سیراب می جوید
فغان کاین بی بصیرت در حرم محراب می جوید
مشو غافل زفیض خاکساری در برومندی
که ریحان از سفال تشنه اینجا آب می جوید
در دل بر رخ هر کس که نگشودند چون زاهد
گشایش از در پوشیده محراب می جوید
دل از مه طلعتان جمعیت خاطر طمع دارد
کتان ساده دل شیرازه از مهتاب می جوید
جهان را عشق عالمسوز اگر بر یکدگر سوزد
که خون شبنم از خورشید عالمتاب می جوید؟
وصال از عهده بیتابی دل برنمی آید
که در دریا به چندین بال ماهی آب می جوید
زیاران لباسی هر که دلسوزی طمع دارد
زخامی اخگر از خاکستر سنجاب می جوید
قناعت کن به آب خشک ازین دریا که هر ماهی
که از جان سیر گردد طعمه از قلاب می جوید
زشوق تیغش از خاک شهیدان العطش خیزد
که هر کس تشنه خوابد آب را در خواب می جوید
شکیب و صبر صائب هر که از عاشق طمع دارد
زبرق آهستگی، خودداری از سیلاب می جوید