غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۲۳۳

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

گره تا کی ز ابروی سخن پرداز نگشاید؟

در رحمت به رویم چند آن طناز نگشاید؟

۲

سراسر گرد دام از سایه گل راه گرداند

بدآموز قفس آغوش بر پرواز نگشاید

۳

زبخت تیره امید گشایش نیست در کارم

به سعی سرمه هرگز عقده آواز نگشاید

۴

به خون نغمه رنگین باد منقار نواسنجی

که بال بیغمی در چنگل شهباز نگشاید

۵

اگر ذوق سخن داری برو صائب قلم سر کن

کسی این عقده را بی ناخن اعجاز نگشاید

بازگشت به سروده‌های صائب