قبول عشق سرکش را دل دیوانه می باید
که تاج خسروان را گوهر یکدانه می باید
در این شعر، شاعر به زیبایی و پیچیدگی عشق اشاره میکند و میگوید که قبول عشق نیازمند دل شجاعی است. او درد و رنج عشق را در دل نگه میدارد و از راههای پنهانی مانند آسمان و گنجینههای پنهان سخن میگوید. شاعر هشدار میدهد که نباید از سفر زندگی غافل شد و باید با تلاش و همت، از خطرات عبور کرد. همچنین، میگوید که هر کسی به آنچه شایستهیش است میرسد و نباید در انتظار ماند. در نهایت، شاعر از عذاب و زیبایی عشق صحبت میکند و تأکید میکند که باید ترس و حجاب را کنار گذاشت تا بتوان عشق را با شجاعت تجربه کرد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
قبول عشق سرکش را دل دیوانه می باید
که تاج خسروان را گوهر یکدانه می باید
کنم در سینه و دل درد و داغ عشق را پنهان
که مه در زیر ابر و گنج در ویرانه می باید
مشو با مهلت دنیا زتمهید سفر غافل
که یک پا در برون در، یکی در خانه می باید
زآتش چون سیاوش می توان سالم برون آمد
دعای جوشنی از همت مردانه می باید
به هر کس قسمت خود می رساند چرخ مینایی
نماند در صراحی آنچه در پیمانه می باید
دلا از پای منشین گر هوای زلف او داری
که صد پا کوچه گرد زلف را چون شانه می باید
حجاب و شرم را بگذار در بیرون در صائب
که آتش طلعتان را جرأت پروانه می باید