به آسانی به روی زرد ما کی رنگ می آید؟
به دور ما می لعلی برون از سنگ می آید
در این شعر، شاعر به زیبایی و ظرافت عشق و دلشکستگی میپردازد. او اشاره میکند که رنگ و زیبایی به سادگی به او نمود نمییابد و با وجود همه مسائلی که او را احاطه کردهاند، احساسات عمیق قلبش او را به یاد جنگ و جدایی میاندازند. شاعر میگوید که حتی اگر زندگی او پر از سختیها باشد، زیبایی و عشق همچنان در درونش زنده است. او به تضادهای عشق و دشواریهای ناشی از آن اشاره میکند و به این نتیجه میرسد که امید به عشق نباید از دلش دور شود. در نهایت، او به دنبال درمانی برای دردش میگردد که در حقیقت در حقیقت زیبایی و عشق نهفته است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
به آسانی به روی زرد ما کی رنگ می آید؟
به دور ما می لعلی برون از سنگ می آید
تپیدنهای دل در گوش من آهسته می گوید
که از تمهید صلح یار بوی جنگ می آید
اگر سیل سبکرفتار در دنبال من باشد
همان از خواب سنگین، پای من بر سنگ می آید
من دیوانه بی اودر حریم خلد اگر باشم
گل و شبنم به چشمم دامن پر سنگ می آید
زعشق پاکدامن حسن سرکش وحشتی دارد
که طوطی در نظر آیینه را چون زنگ می آید
نمی گردد حجاب اهل بینش عالم صورت
به چشم می شناسان نشأه پیش از زنگ می آید
زحسن عاقبت نومید نتوان شد به دل سختی
نه آخر ناقه صالح برون از سنگ می آید؟
زخاک افسرده تر، از باد سر گردانترم صائب
علاج درد من از آب آتش رنگ می آید