کجا از هر مقلد کار ارباب بیان آید؟
نیاید از ده انگشت آنچه تنها از زبان آید
این شعر دربارهی توانایی و افتخار انسانها و چالشهایی است که در زندگی با آنها مواجه میشوند. شاعر به مقلد بودن و تأثیر کلمات اشاره میکند و بیان میکند که کارهای واقعی از دل و همت ناشی میشود. او به عاقبت انسانها و زندگی عزیزانشان نیز اشاره میکند و یادآور میشود که نباید در سختیها غافل شد، زیرا مانند یوسف که در لباس بندگان بود، انسانها نیز ممکن است در شرایط سخت به موفقیت برسند. در نهایت، شاعر به احساس شادی و لذت از دیدار معشوق اشاره میکند که زندگی را معنادار میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
کجا از هر مقلد کار ارباب بیان آید؟
نیاید از ده انگشت آنچه تنها از زبان آید
کند مغلوب شیطان را به همت نفس صاحبدل
که سگ بر گرگ مستولی به امداد شبان آید
کمانداری به ابروی سبکدست تو می زیبد
که زخم ناوکش بر مغز پیش از استخوان آید
مشو در خواری از حال عزیزان جهان غافل
که یوسف در لباس بندگان در کاروان آید
زفیض وسعت مشرب ندیدم سختی از دوران
که کشتی بی خطر بیرون زبحر بیکران آید
ندانم چیست طعم آن لب میخوش، همین دانم
که آب زندگی از دیدن او در دهان آید