زخون دل شراب، از پاره دل کن کباب خود
مبر در پیش هر بی آبرو زنهار آب خود
این شعر به بیان مفاهیم عمیق انسانی و معنوی میپردازد. شاعر از مخاطب میخواهد که از دردها و رنجهای دل فاصله بگیرد و به ارزش آبرو و شخصیت خود توجه کند. او به اهمیت تأمل در زندگی و حسابگری در برابر مردم تأکید دارد و به یادآوری میآورد که نباید از پیچیدگیها و مشکلات زندگی غافل شد. همچنین، شاعر اشاره به پاکسازی دل از وابستگیها و خواستههای زودگذر میکند و به اهمیت روشنایی درون و نداشتن خجالت در میان دیگران تأکید میکند. نهایتاً، او به یادآوری اهمیت همراهان و همرهان در زندگی اشاره میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
زخون دل شراب، از پاره دل کن کباب خود
مبر در پیش هر بی آبرو زنهار آب خود
کف آبی به دست خویش تا ممکن بود خوردن
غبارآلوده منت مکن از کوزه آب خود
اگر داری به زیر خاک چشم خواب آسایش
هم اینجا پاک کن با مردم عالم حساب خود
مشو فارغ زپیچ و تاب تا آسان شود کارت
که جوهر رخنه در فولاد کرد از پیچ و تاب خود
نمی پیچد به دست و پا ره خوابیده چون مارش
به منزل افکند از دوربینی هر که خواب خود
دل نورانی خود را مصفا از علایق کن
نهان در ابر خواهی داشت تا کی آفتاب خود؟
نگردد سبز از خجلت میان مردمان صائب
دریغ از همرهان چون خضر هر کس داشت آب خود