زآتش گل به اعجاز رخ نیکو برویاند
گل از آتش به سحر نرگس جادو برویاند
این شعر به زیبایی و جاذبهٔ گل و عشق و شوق اشاره دارد. شاعر با استفاده از تمثیل آتش و گل، به ارتباط بین عشق و زیبایی میپردازد و بیان میکند که چگونه عشق میتواند از آتش شوق و longing، زیباییهایی چون گل را به وجود آورد. همچنین، در این اثر به درد و رنج ناشی از جدایی و جستجوی معشوق نیز پرداخته شده است. شاعر در انتها به خوشبختی و شانس خود اشاره میکند و آرزوی داشتن طالع نیک را دارد.整体 به صورت یک تجلی از عشق و زیبایی به تصویر کشیده شده است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
زآتش گل به اعجاز رخ نیکو برویاند
گل از آتش به سحر نرگس جادو برویاند
سپند از آتش و خال از رخ و از دل سویدا را
اگر خواهد به حکم گوشه ابرو برویاند
به دست کوته ما ای تغافل پیشه رحمی کن
هواس سنبلت وقت است از کف مو برویاند
چه غم دارم گر افتادم زپا در جستجوی او؟
هجوم شوق صد بال و پر از بازو برویاند
اگر یک کف عرق زان سنبل تر بر زمین ریزد
زمین از هر کف خاکی گل شب بو برویاند
هلاک خواب شیرین خسرو و غافل ازین معنی
که خون بیگناهان خنجر از پهلو برویاند
خوشا خار سر دیوار و بخت سبز او صائب
اگر طالع گل ما را به این نیرو برویاند