دهان تنگ آن شیرین پسر پنهان نمی ماند
ندارد گرچه اصلی این خبر پنهان نمی ماند
این شعر به بیان این نکته میپردازد که هر چیزی که در باطن وجود دارد، بالاخره آشکار خواهد شد. شاعر تأکید میکند که هیچ چیزی نمیتواند به طور دائم پنهان بماند؛ چه عشق، چه هنر، و چه رازهای دل. هر نوع زیبایی و حقیقتی، به مانند نور و درخشش، در نهایت خود را نشان خواهد داد، حتی اگر در ابتدا پوشیده باشد. این مضمون در سرتاسر شعر بازتاب دارد که نشاندهنده این است که خفتهها و پنهانها روزی به چشم خواهند آمد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
دهان تنگ آن شیرین پسر پنهان نمی ماند
ندارد گرچه اصلی این خبر پنهان نمی ماند
مگر عریان شود، ورنه چو گل صد جامه گر پوشد
صفای پیکر آن سیمبر پنهان نمی ماند
فروغ عشق از سیمای عاشق می شود پیدا
درین ابر تنک نور قمر پنهان نمی ماند
ز زیر دامن مجمر شمیم عود رسوا شد
هنرور گر شود پنهان، هنر پنهان نمی ماند
لب از اظهار راز عشق بستم، گرچه می دانم
زشوخی در دل سنگ این شرر پنهان نمی ماند
ندارد آتش سوزنده ظرف بو نهان کردن
عیار خلق مردم در سفر پنهان نمی ماند
همانا تخم ما امیدواران رزق قارون شد
وگرنه دانه در خاک اینقدر پنهان نمی ماند
حدیث اهل دل مشهور عالم می شود صائب
زدریا چون برون آید گهر پنهان نمی ماند