غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۱۶۴

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

زخون خوردن اثرهای نمایان باز می ماند

ز آهو نافه، گفتار از سخن پرداز می ماند

۲

زیک هشیار بزم میکشان افسرده می گردد

به اندک مایه ای، شیر از روانی باز می ماند

۳

متاب از سختی ایام روی دل که آیینه

چو گرداند زصیقل روی، بی پرداز می ماند

۴

اگر این است حسن عاقبت مطلب روایان را

به مطلب می رسد هر کس زمطلب باز می ماند

۵

مرو در خون صید لاغر من کز شکار من

همین مشت پری در چنگل شهباز می ماند

۶

رجا و خوف را در هیچ حال از کف مده صائب

که چون یک بال گردد مرغ از پرواز می ماند

بازگشت به سروده‌های صائب