غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۱۶۲

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

نگردد زهر سبز آنجا که تریاق از زمین روید

در آن کشور که باشد غمگساری غم کجا ماند؟

۲

خدنگ راست رو زود از کمان دلگیر می گردد

دل آگاه در زیر فلک یک دم کجا ماند؟

۳

زهر گردش فلک بر خاک ریزد رنگ طوفانی

بنای عمر با این سیلها محکم کجا ماند؟

۴

هجوم بوالهوس نگذاشت در کوی تو یک عاشق

درین هنگامه پر دیو و دد آدم کجا ماند؟

۵

اگر سنجی به میزان وفا کوه غم ما را

ترا در پله انصاف، سنگ کم کجا ماند؟

۶

زبی شرمی نماند آبروی نیکوان صائب

حیا تا هست این گلزار بی شبنم کجا ماند؟

۷

در آن دل از هلاک عشقبازان غم کجا ماند؟

گره در خاطر خورشید از شبنم کجا ماند؟

۸

عبث پیچیده در جان سبکرو جسم پا در گل

مسیحای زمان در دامن مریم کجا ماند؟

۹

چنین کز دیده شوخ کواکب می جهد آتش

دل بی داغ در معموره عالم کجا ماند؟

۱۰

مسلسل چون شود امواج، می پاشد ز هم کشتی

به حال خویش دل در زلف خم در خم کجا ماند؟

بازگشت به سروده‌های صائب