در و دیوار در وجد از نسیم نوبهار آمد
زمین مرده دل را خون به جوش از لاله زار آمد
در این شعر، شاعر به زیباییهای بهار و تحولاتی که در طبیعت به وجود میآید اشاره میکند. در و دیوار تحت تأثیر نسیم بهاری سرشار از شگفتی هستند و زمین مرده با لالهها زنده میشود. این فصلی است که گلها و سنبلها شکفتهاند و زندگی جدید در حال ظهور است. همچنین شاعر به طراوت و شادابی درختان و گیاهان میپردازد و از رونق و زیباییهای بهار میگوید. او از جامی لبریز از شراب و نعمتهای بهاری یاد میکند و به زیبایی و حسن بهار اشاره میکند. در نهایت، از افرادی که در اندوه و غم هستند میخواهد به استقبال بهار بیایند و از خوشیهای آن بهرهمند شوند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
در و دیوار در وجد از نسیم نوبهار آمد
زمین مرده دل را خون به جوش از لاله زار آمد
زمین یک دسته گل شد، هوا یک شاخ سنبل شد
میان بربند عشرت را که هنگام کنار آمد
رگ سنگ از طراوت چون رگ ابر بهاران شد
عجب آبی جهان خشک را بر روی کار آمد
چه حد دارد درین موسم کدورت سر برون آرد؟
که تیغ برگ بیرون از نیام شاخسار آمد
چنان کاین حرفهای مختلف شد از الف پیدا
برون از پرده هر خار چندین گلعذار آمد
اگرچه کشتی دل بود در گل تا کمر پنهان
به رقص از جنبش باد مراد نوبهار آمد
محیط فیض در عنبر زداغ لاله پنهان شد
شکوفه چون کف دریای رحمت بر کنار آمد
درین موسم منه بر طاق نسیان شیشه می را
که جام لاله لبریز از شراب بی خمار آمد
به هر چشمی نشاید دید حسن نوبهاران را
زشبنم چشم حیرت وام کن کان گلعذار آمد
مگر خواب بهاران چشم بندی کرد رضوان را؟
که چندین حور بیرون از بهشت کردگار آمد
برون آیید ای کنعانیان از کلبه احزان
که بوی یوسف گم گشته از باد بهار آمد
که باور می کند کان نقشبند بی نشان صائب
زروی مرحمت در پرده نقش و نگار آمد