غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۱۲۵

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

اثر آه و فغان را در دل خرم نمی باشد

نپیچد ناله در هر دل که کوه غم نمی باشد

۲

فریب عشرت دنیا مخور کز بهر جمعیت

کمند وحدتی چون حلقه ماتم نمی باشد

۳

به کوه بیستون درد چون فرهاد تن درده

که در میزان عدل عشق سنگ کم نمی باشد

۴

مکن مرهم به زخم سینه صد چاک من ضایع

که چون چاک قفس زخم مرا مرهم نمی باشد

۵

منم گر بیوفا، پس نیست در عالم وفاداری

تویی گرآشنا، بیگانه در عالم نمی باشد

۶

مخور چون صبح کوته بین فریب عشرت دنیا

که عمر خنده شادی به جز یک دم نمی باشد

۷

قدم بیرون منه از حلقه صاحبدلان صائب

سلیمان را حصاری بهتر از خاتم نمی باشد

بازگشت به سروده‌های صائب