خرابیهای ظاهر حافظ دیوانه می باشد
که گنج آسوده از تاراج در ویرانه می باشد
این شعر از حافظ به خراب شدن و جنون ظاهری اشاره دارد و اعلام میکند که در ویرانهها گنجهای پنهان وجود دارد. او به عشق اشاره میکند و میگوید عاشق در مستی غافل میشود و از ویژگیهای عشق و کوشش مردانه برای دستیابی به موفقیت سخن میگوید. همچنین اشارهای به تقدیر و قسمت دارد که همه چیز در زندگی از قبل تعیین شده است. در بخش دیگری، حافظ از وحدت و تفاوتهای ظاهری دو آیینه صحبت کرده و نسبت به کوتهبینی بعضی افراد در درک حقیقت انتقاد میکند. او همچنین به مهمانی و فضولی اشاره دارد و نهایتاً به ضعف و بیپناهی افراد بیصدا و بیکمک اشاره میکند. شعر به نوعی بر تفکر عمیق و درک ارزشهای پنهان زندگی تأکید میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
خرابیهای ظاهر حافظ دیوانه می باشد
که گنج آسوده از تاراج در ویرانه می باشد
زعاشق حسن هیهات است در مستی شود غافل
کباب شمع از بال و پر پروانه می باشد
زهمت ساخت عیسی بر سپهر چارمین منزل
کلید فتح گردون همت مردانه می باشد
مکن اندیشه روزی، فلک تا هست پا بر جا
که مینا هر چه دارد قسمت پیمانه می باشد
زپشت و رو نمی گردد دو تا آیینه وحدت
گهی در کعبه سالک گاه در بتخانه می باشد
زهی غواص کوته بین که پندارد زنادانی
که در این نه صدف آن گوهر یکدانه می باشد
زترک آرزو بر میزبان خود را گوارا کن
که مهمان از فضولی بار صاحبخانه می باشد
ضعیفان را مدان زنهار بی فریادرس صائب
که اکثر در نیستان نعره شیرانه می باشد