گرفتاری به قدر رشته آمال می باشد
دلی کز آرزو شد پاک فارغبال می باشد
این متن اشعاری است که به عمیقترین حالات و احساسات انسانی اشاره دارد. شاعر به بررسی آمال و آرزوها پرداخته و میگوید که در زندگی گرفتاریهایی وجود دارد که به اندازه آرزوهای ماست. او همچنین به مفهوم اقبال و سرنوشت اشاره میکند و میگوید که غفلت از واقعیتهای زندگی میتواند به مشکلاتی منجر شود. شاعر بر این باور است که در زندگی، آنچه از دست میرود، ممکن است به دلیل آرزوهای بیپایه باشد و حتی در ظاهری خوشباورانه، ناپایداری و درد وجود داشته باشد. او بر اهمیت آگاهی و پذیرش واقعیت تأکید دارد و همچنین به دوگانگیها در زندگی اشاره میکند، مثل فقر و غنا که در آن حال انسانها یکسان میتواند باشد. در نهایت، این اشعار به یادآوری میپردازند که زندگی پر از تضادهاست و درک عمیقتری از شرایط میتواند به آرامش و درک بهتر از خود و دنیا منجر شود.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
گرفتاری به قدر رشته آمال می باشد
دلی کز آرزو شد پاک فارغبال می باشد
شبیخون نسیم صبح را افسانه می داند
سر هر کس گرانخواب از می اقبال می باشد
شدم سر در هوا از کوته اندیشی، ندانستم
که باغ دلگشا اینجا به زیر بال می باشد
زجمعیت نباشد بهره ای چشم حریصان را
زخرمن گرد رزق دیده غربال می باشد
همان بهتر که نگشایی لب پرشکوه ما را
چه غیر از خون گره در پرده تبخال می باشد؟
ندارد چون سر بیمار آسایش به یک بالین
زبان هر که در فرمان قیل و قال می باشد
نگردد چشم حسرت مانع عمر از سبکسیری
کجا سد ره آب روان غربال می باشد؟
زغفلت عین ادبارست اقبال خودآرایان
که دایم دیده طاوس در دنبال می باشد
صدف را می شود مهر خموشی دانه گوهر
زبان و اصلان از لاف و دعوی لال می باشد
مرا هم صبح امید از خط او می شود طالع
شب ادبار اگر آبستن اقبال می باشد
زتسلیم و رضا آزاده ای صائب خبر دارد
که در فقر و غنا حالش به یک منوال می باشد