صفا دارد جهان تا دل زکلفت پاک می باشد
شود ماتم سرا عالم چو دل غمناک می باشد
این شعر به بررسی زیبایی و پاکی دل در مقابل درد و غم میپردازد. شاعر بیان میکند که جهان زیباست تا زمانی که دلها پاک هستند. او اشاره دارد که وقتی دل غمگین میشود، عالم شبیه ماتمسرایی میشود. همچنین، شاعر به قدرت و روشنایی در دلهای پاک اشاره کرده و به چگونگی ارتباط دل با عالم بالا و طبیعت پرداخته است. در ادامه، او بر اهمیت صفا و خلوص در روابط انسانی و همچنین درک عمیق از جهان تأکید میکند. در نهایت، شاعر به مفهوم عشق و درد دل عاشق اشاره کرده و بیان میکند که هر ناراحتی و داغی که در دل وجود دارد، نشانهای از عشق و احساسات عمیق انسان است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
صفا دارد جهان تا دل زکلفت پاک می باشد
شود ماتم سرا عالم چو دل غمناک می باشد
دهد چون مشکلی رو، دست در دامان ساقی زن
که می روشنگر آیینه ادراک می باشد
به فکر عالم بالاست دل در خاکساریها
نظر بر ابر دارد دانه تا در خاک می باشد
مرا آن کس که در بند لباس آرد نمی داند
که بر عاشق گریبان حلقه فتراک می باشد
زغیرت خون شبنم می خورد بلبل، نمی داند
که آب روی گل از دیده نمناک می باشد
نباشد هیچ دست از دست اهل جود بالاتر
که هر نخل بلندی زیر دست تاک می باشد
بود بر نهر حکم چشمه در هر حالتی جاری
زبان هم پاک می گردد اگر دل پاک می باشد
مرا از چنگل و منقار باز این علم حاصل شد
که هر نار است درگیرندگی چالاک می باشد
چو داغ لاله صائب از سیاهی برنمی آید
دل هر کس کباب از روی آتشناک می باشد