غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۱۰۸

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

نگاه نرگس نیلوفری خونخوار می باشد

بلای آسمانی سخت بی زنهار می باشد

۲

دهان چون شیشه پرخنده است پای خم نشینان را

خوشا کبکی که در دامان این کهسار می باشد

۳

دل از صد رهگذر باشد پریشان سبحه داران را

حواس جمع را شیرازه از زنار می باشد

۴

عنان نشأه را پیچد لباس عاریت بر هم

خوشا مستی که در میخانه بی دستار می باشد

۵

غنیمت دان در آن کنج دهن آن خال مشکین را

که در دوران خط این نقطه بی پرگار می باشد

۶

بلا گردان به قدر حسن باشد هر جمالی را

که نیل چشم زخم میکشان هشیار می باشد

۷

عنان برق را ابر سیه صائب نمی گیرد

نماند در جگر آهی که آتشبار می باشد

بازگشت به سروده‌های صائب