غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۰۸۸

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

دل آزاد طبعان فارغ از قید هوس باشد

قبای بی گریبان را چه پروای عسس باشد؟

۲

حصار خرمن خود ساز دست خوشه چینان را

که اینجا جامه فتح شکربال مگس باشد

۳

مه محمل نشینی را که من دیوانه اویم

به گوشش ناله زنجیر فریاد جرس باشد

۴

ندارد چشم تحسین ناله بلبل زبیدردان

چه حاجت شعله آواز را با خار و خس باشد؟

۵

سخن سنجیده گفتن بی نیازی بار می آرد

گهر در دامن غواص از پاس نفس باشد

۶

حبابی را که در بحر حقیقت چشم بگشاید

سپهر آبگون چون پرده روی نفس باشد

بازگشت به سروده‌های صائب